العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
33
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
جز اندكى از دانش ، 85 - الاسراء » نيست برايش مانند و نه همگنان و نه همتائى و از او است بهترين نامها كه ديگرى را نشايد و آنها را در كتاب خود شرح داده و فرموده : « بخوانيدش بدانها و وانهيد آنان را كه در نامهايش ناروائى كنند ، 180 - الاعراف » از روى نفهمى و نادانى و آنكه بنادانى نام ناروا بر او نهد ندانسته مشرك شود و به او كافر گردد و پندارد خوب كرده ، و از اين رو فرمود « ايمان نيارند بيشترشان به خدا جز اينكه مشرك باشند ، 106 - يوسف » و آنان كسانيند كه ندانسته نام ناروا بر او نهند ، و بى جا كنند . اى حنان ، راستى خدا تبارك و تعالى فرمود مردمى دوستانى گيرند ، و آنها آنانند كه خدا فضل به آنها داده و خواصّى كه به ديگران نداده ، محمد را صلى اللَّه عليه و إله فرستاد و بفرمان خدا عزّ و جلّ رهنما به خدا شد تا بعنوان يك دليل و رهبر درگذشت ، و پس از او وصيّش رهنما و رهبر بود بر هر آنچه او بفرمان پروردگارش از دانش روشنش رهبرى كرد ، و سپس ائمه راشدين عليه السّلام . بيان : . . . « ملك چگونه ساختن چيزها » يعنى چگونه خدا بآفريدهها وابسته است و آنها را سرپرستى كند و بداند و چگونه از آنها جدا است ، و از اين رو استوارى را شرح كرد باينكه چيزى به دو نزديكتر از چيزى نيست ، و رحمت و دانشش همه چيز را فرا دارند ، و بسا كه مقصود تدبير صفات و كيفيات و اوضاع و احوال چيزها باشد ، و بسا كه اين معنا روشنتر است . « سپس عرش در پيوست تنها است » يعنى چون يكى از آنها به ديگرى عطف شود و با هم ذكر شوند عرش از كرسى جدا است و در غير اين صورت بسا كه يك معنا دارند مانند علم و هر دو نهانند از حواس انسانى « زيرا كرسى همان باب برونى است » و از اين تعبير پيچيده برآيد كه كرسى و عرش دو نوع از علم خدايند ، كرسى متعلّق است باعيان موجودات ، و همه بحقائق خود از آن برآيند و عرش تعلّق دارد به چگونگى و اندازه و احوال و پديد شدن و برگشت هر چيز و بسا كه يكى كتاب محو و اثباتست و ديگرى لوح محفوظ .